ما تولید کننده کالاهای مصرفی با کیفیت هستیم ، روی یک خط گسترده تمرکز کنید.

دستانم را از تو می شستم

منی که نام شراب از کتاب می شستم زمانه کاتب دکان می- دستانم را از تو می شستم ,منی که نام شراب از کتاب می شستم زمانه کاتب دکان می فروشم کرد کنون که کاتب دکان می فروش شدم ... من از عطر آهسته هوا می فهمم تو باید تازگی ها از اینجا... دیشب تمام شهــر را به یادت قــدم زدم . چه ...گنجور » نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۱ - به نام ایزد بخشایندهای جهان دیده بود خویش از تو هیچ بودی نبوده پیش از تو در بدایت بدایت همه چیز در نهایت نهایت همه چیز ای برآرنده سپهر بلند ... با دو بار کلیک بر روی هر واژه می توانید معنای آن را در لغت نامه ...



غم دلت را می ستانم ای دوست

پرسیدم چه چیز بشر ،شما را سخت متعجب می سازد ، خدا پاسخ داد : کودکیشان اینکه آنها از کودکی شان خسته می شوند ، عجله دارند که بزرگ شوند و بعد دوباره پس از مدتها آرزو می کنند که کودک باشند .

تماس با تهیه کننده

منی که نام شراب از کتاب می شُستم زمانه کاتب دکّان

منی که نام شراب از کتاب می ش ستم زمانــــه کاتب دک ان م ی فروشـــم کرد ادامه سه شنبه 9 مهر ، 13:46 گر تو ای عیسی نفس می ریزی از مینا به جام زنده را جان می فزایی، مرده را حی می کنی ...

تماس با تهیه کننده

بهترین اشعار برای تو که نیامدی | اشعار غاده السمان

جهان پیشینم را انکار می کنم جهان تازه ام را دوست نمی دارم پس گریزگاه کجاست!؟ اگر چشمانت سرنوشت من نباشد؟ "غاده السمان" (ترجمه ی عبدالحسین فرزاد) از کتاب: ابدیت، لحظه عشق

تماس با تهیه کننده

دانلود رمان آقای مغرور خانم لجباز

25/1/2020·می دانی؟ میان من و تو فاصله است نه فاصله ای که به متر باشد یا شاید هم کیلومتر، میان ما فاصله ای ست به قد غرور بیش از اندازه ی تو و لجبازی ها و بهانه های کودکانه ی من. بیا، بیا عشق را قربانی خاله ...

تماس با تهیه کننده

متن عاشقانه سالگرد ازدواج بسیار زیبا و احساسی برای زوج های رمانتیک

8/2/2020·همسرم! طوری که مرا به آغوش می کشی و دستانم را می گیری، همه نگرانی ها از من دور می شوند چون می دانند که من تو را دارم دوستت دارم و این دوست داشتن هرگز لحظه ای متوقف نمی شود. سالگرد ازدواجمون مبارک ...

تماس با تهیه کننده

متن زیبا (1)

دستانم را به آسمان میدهم تا برایت دعا کند ، شاید دعای آسمان غم زده بر آورده شود ، اشک های آسمان هنوز بر گونه ی زمین جاری ست و بوی خاک باران خورده ، یاد تو را برای من زنده میکند ، خودت هم خوب میدانی ، برایت هر شب قبل از طلوع ...

تماس با تهیه کننده

شکر بر نام عیسی - کلیسای جامع فارسی زبانان

6/6/2019·دستانم را نزدت برافرازم حضور تو من پیروزی می یابم دستانم را نزدت برافرازم در حضور تو من قوتی می یابم چشمانم را بگشا ای خداوند این را نیک بینم، که تو هستی با من

تماس با تهیه کننده

اشعار عاشقانه کوتاه + شعر نو عاشقانه و احساسی

چشم هایم را می بندم نفس می کشم تو را بویت هوای ریه هایم را تازه می کند و من پ ر می شوم از عطر دوست داشتنت _____ دستت را روی قلبم بگذار و با دوستت دارمی ساده تپیدنش را تا ابد تضمین کن!

تماس با تهیه کننده

زتمام بودنی ها تو فقط از آن من باش

دستانم گرمی دستانت را می خواهد پس دستانم را به تو میدهم قلبم تپش قلبت را می خواهد پس قلبم را به تو میدهم چشمانم نگاه زیبایت را می خواهد پس نگاهم از آن ...

تماس با تهیه کننده

دستانم را میگیری و گویی بخت دستانم را گرفته و

دستانم را میگیری و گویی بخت دستانم را گرفته و میگوید نگران نباش، با تو یار خواهم بود گویی قلبم را لمس می کند و از آسمان قلبم نم.نم عشق می بارد روی لحظه های زندگیم و حال و.هوای روزگارم را مطبوع می کند

تماس با تهیه کننده

هر چه کنم نمی شود تا بروی تو از دلم از تو فرار می

هر چه کنم نمی شود تا بروی تو از دلم از تو فرار می... کژال هر چه کنم نمی شود تا بروی تو از دلم از تو فرار می کنم ... نقاش نیستم اما، عشقت را همیشه کف دستانم میکشم یک... می خواهمت.... لعنتی را دوست ...

تماس با تهیه کننده

شعر نو : سیده الهام علوی

چه دارد می کند، چشم تو با چشم انتظار تو چه آتش می کشد، با هر قرارت، بی قرار تو چه دارد می کن اهلی شاعر شيما موسوى اهلی ام کرده اند. نگران حادثه هایم مباش ، از پیش از این قلاده به دست آدم ها بوده ام.

تماس با تهیه کننده

دانلود رمان پرستش pdf از سحربانو 69 با لینک مستقیم

دانلود رمان پرستش pdf از سحربانو ۶۹ با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر و PDF نویسنده این رمان سحربانو ۶۹ میباشد موضوع رمان : عاشقانه خلاصه رمان: تو تاریکی که دست و پا میزنم..به هیچی نمیرسم..

تماس با تهیه کننده

گنجور » مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴۷

گفتا ز چه دستی تو گفتم که از این دستم چون عربده می کردم درداد می و خوردم افروخت رخ زردم وز عربده وارستم ... با دو بار کلیک بر روی هر واژه می توانید معنای آن را در لغت نامه دهخدا جستجو ...

تماس با تهیه کننده

تو می آیی

و من تلخ از ثانیه های بیهوده عمرم دور می زنم و در خیالاتم غرق می شوم. استغنای حضورت دستانم را می آلاید و فکر فضای گرفته و غم انگیز جمعه های این ماه و کاسه صبری که لبریز می شود.

تماس با تهیه کننده

بهترین اشعار برای تو که نیامدی | اشعار غاده السمان

جهان پیشینم را انکار می کنم جهان تازه ام را دوست نمی دارم پس گریزگاه کجاست!؟ اگر چشمانت سرنوشت من نباشد؟ "غاده السمان" (ترجمه ی عبدالحسین فرزاد) از کتاب: ابدیت، لحظه عشق

تماس با تهیه کننده

ای خدای مهربان من...!

دوباره نام تو را صدا می زنم دستانم را محکم تر به نام تو گره می زنم و دستان ناامیدی را می بینم که از قلبم فرو می افتد حالا چقدر با نام تو فاصله دارم تو بگو... ای خدای مهربان من!

تماس با تهیه کننده

دستانم را میتوانی ببندی پاهایم را میتوانی ببندی دهانم

دستانم را میتوانی ببندی پاهایم را میتوانی ببندی دهانم را میتوانی ببندی اما ذهنم را هرگز! یک روز ازذهن من، از ذهن تو ، از ذهن ما هزاران پرستوی وحشی به آسمان خواهد پرید...

تماس با تهیه کننده

قسمت اول رمان آقای مغرور ،خانم لجباز

کنار بغض خیس پنجره می نشینم...با سرانگشتانم روی تن سرد شیشه، قلبی را نقاشی می کنم...قلب ؟ کدام قلب ؟همان قلبی که بازیچه ی غرور تو می شود ولجبازی های من؟ تو در دریای غرورت غرق می شوی و من زنجیره ای از لجبازی هایم می بافم!!!

تماس با تهیه کننده

پر از خالی

سایه ی تو ونشانه بودن آتش را باورکرده ام... ویخ زدگی دستانم را... مثل قطب های متضاد آهنربا, از تو می گریزم وبسوی تو جذب می شوم!!! تردید پنجه هایش را در گلویم میفشارد...

تماس با تهیه کننده

عکس پروفایل زمستانی + عکس نوشته زمستان برفی

و این هوای نوبرانه، تنها کنار تو با یک فنجان چای گرم می چسبد _____ نیازمند بهارند دستان من دستانم را بگیر تا جوانه بزند از پس این زمستان قلب خسته ام عکس پروفایل زمستانی شیک عاشقانه

تماس با تهیه کننده

گنجور » مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱

فرهنگ و عرفان جلال دین تفاوتی عظیم میان آن و عرفان کلاسیک پیش از آن را دامن می ... می شود که ترا به تمامی از همه چیز جدا میکند آنگاه آن شخص همه چیز تو می شود زیرا کاری عظیم برای تو کرده است که ...

تماس با تهیه کننده

برای تو می نويسم...

برای تو می نویسم... وقتی از تو دورم واژه ها بهر بهانه ای ز من خود را گم می کنند قلبم بهر انتقامی ز من به جد می طپد چشمانم بهر آزارم فقط میبارند زبانم بهرتحقیرم روزه ی سکوت می گیرد

تماس با تهیه کننده

نیاز آدما تو این که می خوان بی نیاز بشن!

تمام گم گشتگی را راه می روم بلکه به سنگ ریزه ای، سکندری خورم و دستانم بیابند آن ریسمان نادیدنی ... طاها و چه زیبا مینگاری ای نگارنده ی نگار طاها daghighan hamintore....chera ? لیلا الهی! چه عزتی فراتر از این که بنده ی تو باشم ؟

تماس با تهیه کننده